خرید بک لینک

پشت كاجستان برف.

برف، یك دسته كلاغ.

جاده یعنی غربت.

باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب.

شاخ پیچك و رسیدن و حیاط.

من، و دلتنگ، و این شیشه ی خیس.

مینویسم، و فضا.

مینویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشك.

یك نفر دلتنگ است.

یك نفر میبافد.

یك نفر میشمرد.

یك نفر میخواند.

زندگی یعنی: یك سار پرید.

از چه دلتنگ شدی؟

دلخوشیها كم نیست: مثلاً این خورشید،

كودك پس فردا،

كفتر آن هفته.

یك نفر دیشب مرد و هنوز، نان گندم خوب است.

و هنوز آب، میریزد پایین اسبها مینوشند.

قطرهها در جریان،

برف بر دوش سكوت

و زمان روی ستون فقرات گل یاس.


"سهراب سپهری"

برچسب: نویسنده: مینا یوسفی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 21:56

صفحه بندی